حاج ملا هادي السبزواري

487

شرح مثنوى

نالان : به نون . رحمى : به مهملتين . بالان : به باء موحده ، باليده شود . و در بيت ، ترصيع و جناس باشد . ( ( 3730 ) ) صورت فكرست بر بام مشيد * و ان عمل چون سايه بر اركان پديد ن 1224 20 - ك 407 10 مشيد : اندوده . ( ( 3731 ) ) فكر بر اركان و فكرت مكتتم * ليك در تأثير و وصلت دو بهم ن 1224 21 - ك 407 11 مكتتم : به دو تاء مثنّاة فوق ، پنهان . ( ( 3732 ) ) آن صور در بزم كز جام خوشيست * فايدهء او بىخودى و بىهشيست ن 1224 22 - ك 407 11 آن صور در بزم : در سابق تمجيد بىصورت و تحقير صورت شد ، كه آن فاعل و اين منفعل است . و حال از اين راه آمده كه بىصورت فايده و علت غائيه است براى صورت ، و همچنين در چند بيتِ بعد : ( ( 3737 ) ) اين صور چون صورت بىصورتند * پس چرا در نفى صاحب نعمتند ن 1225 5 - ك 407 14 اين صور چون صورت بىصورتند : باز از راه فاعليت و خالقيّت آمده . و اينكه صورت ، با آن كه از بىصورت موجود مىشود ، منكر صانع خود مىشود ، و حال آن كه جحود و انكار او ، همه - در واقع - اقرار به اوست . و در بعض نسخ « چون بنده » . ( ( 3742 ) ) فاعل مطلق يقين بىصورتست * صورت اندر دست او چون آلتست ن 1225 10 - ك 407 17 فاعل مطلق : كه مفيض وجود و مفيد تحصّل باشد . يقين بىصورتست : مجرد است از ماهيّت و ماده - به معنى متعلق ، چه جاى ماده به معنى محل . چگونه فاعل مطلق بىصورت نباشد ، و از جمله افعالش مجردات عقليه و نفسيه‌اند . و اگر فاعل اينها با صورت باشد ، با جهت و مكان و زمان و وضع و نحوها خواهد بود . و اين مجردات بىجهت و بىمكان و بىزمانند ، و وضع و محاذات را قابل نيستند . خاصه در عدمِ پيش از وجود ، نفى محضند ، چگونه وضع و محاذات را قبول مىكنند ؟